December 12th, 2009

دوباره برف می بارد

دوباره دانه های نقره گون از آسمان ژرف می بارد

صدای درد می لرزد

برایت ای رفیق از قله های دور

سلامی سرد می آرد

    *    *    *

بزن بر جان این بوران و بشکن قلب سرما را

ز عمق  های و هوی باد

کز سرمای بی حد می کند بیداد

بیفکن جامه و هنگامه ی هرم درونت را

                                   بزن فریاد

3 Responses to “برف”

  1. صدایت میرسد سرد و رسا
    از دور راه سرد می آید

    برایت میزنم فریاد ،
    های … هوی
    صدایم گرم می آید ، بازدم میزند یادت

    زدم فریاد . زدم فریاد
    شکستم قلب و باز کردم سینه از سرما

    درونم گرم میجوشد ، سخت می جوشد
    صدایت می زند ، احمد
    بیا کز دوریت گرمای ما ، هرز می گردد

    فریاد می کنم احمد بیا اینجا
    بیا کز دور ، ندایت سرد می آید

    بزرگ یزدان پاک یارت باد ، پشت و پناهت باد
    ————————
    احمد جون فدات شم ، خیلی مخلصیم به خدا
    دلم واست اینقد شده ، نیگا: ( ♥ )

  2. احمد جان ،
    سایتت خیلی وقته بروز نشده ، ما هنوز منتظر پستهای جدید شما هشتیم . . . .

  3. nima says:

    ahmad joon karet kheyli doroste rifigh