دوباره برف می بارد
دوباره دانه های نقره گون از آسمان ژرف می بارد
صدای درد می لرزد
برایت ای رفیق از قله های دور
سلامی سرد می آرد
* * *
بزن بر جان این بوران و بشکن قلب سرما را
ز عمق های و هوی باد
کز سرمای بی حد می کند بیداد
بیفکن جامه و هنگامه ی هرم درونت را
بزن فریاد